كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
345
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
داشت : فكر مىكنم زمان من به سر رسيده است . بنابراين در ماه ذى الحجه اعلام نمود كه قصد زيارت حج اكبر ( حج تمتع ) را دارد . اين براى اولين بار بود كه خانه كعبه ، كوههاى مروه و صفا ، كوه عرفات و صحراى منا توسط يكتاپرستان زيارت مى شد ، و محمد ( ص ) بدين وسيله مىخواست دين خود را تا اعماق اعتقادات سنتى اعراب نفوذ دهد . او در آخر ژانويه 632 به همراه همسران و افراد فاميل خود و گروه كثيرى از مسلمانان مدينه را به قصد زيارت حج ترك كرده و در پنجم ذى الحجه ( سوم مارس ) به نزديكى مكه رسيد . سپس با نداى اللهم لبيك ، لبيك اللهم لبيك ( خدايا من در خدمت تو هستم ) مراسم سنتى حج را آغاز نمود تا بدين وسيله پيام الهى خود را در بطن سنتهاى قبيلگى جاى داده و آنان را مطمئن سازد كه قصد ريشهكن كردن تمام عادات و رسوم پدران خود را نداشته و به نوعى ارتباط خود را با گذشته محفوظ داشته است . هر مسلمان موظف است حداقل يك بار در طول عمر خود به حج برود ، البته در صورتى كه توانائى مالى داشته و شرايط مطلوبى براى مسافرت داشته باشد . از ديدگاه يك خارجى ، اين مراسم بسيار عجيب و غريب مىنمايد ، همانگونه كه هر مراسم مذهبى يا اجتماعى به چشم يك تماشاگر خارجى عجيب مىنمايد ، در حالى كه مسلمانان هنوز هم از اين مراسم برداشتى كاملا روحانى داشته و انجام اين مراسم را نوعى تزكيه نفس ، چه براى شخص و چه براى امت ، مىدانند . اهداف اجتماعى و شخصى اسلام در جهت پاكسازى نفس و مساوات اجتماعى كاملا در انجام اين مراسم هويدا است . امروزه ميليونها نفر از افرادى كه در مراسم حج شركت مىنمايند عرب نيستند ، ولى انجام اين مراسم سنتى اعراب را از آن خود مىدانند . همين قدر كه جداى از نوع رنگ و نژاد ، همگى آنها به سوى كعبه معطوف شده و در لباس حج همگى متحد الشكل و بدون تفاوت شخصيت در مقابل خانه خدا مىايستند ، احساس مىكنند كه از همه تعلقات زندگانى رهائى يافته و در اجتماعى قرار گرفتهاند كه يك هدف بيشتر ندارد : خداوند . طواف خانه كعبه ، به روايت دكتر على شريعتى « 1 » ، فيلسوف قرن اخير ايرانى ، چنين الهامى به انسان مىدهد : هرچه شما به دور خانه كعبه گردش كرده و به آن نزديكتر مىشويد ، احساس مىكنيد جويبار كوچكى هستيد كه در حال پيوستن به رودخانه بزرگى هستيد . با يك موج جمعيت
--> ( 1 ) - مرحوم دكتر على شريعتى جامعهشناس ، تاريخدان و متفكر دينى بودند ، و نه فيلسوف .